آموزش و کلمات کاربردی زبان ارمنی
بانک کامل واژگان و جملههای کاربردی زبان ارمنی برای سفر، زندگی و کار در ارمنستان.
کل آیتمهای آموزشی
سطح فعال
نتایج مطابق فیلتر
گسترش مکالمه برای سفر، خرید، مسیر، کارهای اداری و ارتباط دقیقتر در موقعیتهای واقعی.
واژهها و عبارتهای سطح متوسط
۹۵ مورد برای یادگیری در این سطح
մարզասրահ
واژه: باشگاه ورزشی
باشگاه ورزشی
خوانش فارسی: مارزاسراه
Finglish: marzasrah
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
լողավազան
واژه: استخر
استخر
خوانش فارسی: لوغاوازان
Finglish: loghavazan
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
տոնավաճառ
واژه: بازارچه
بازارچه
خوانش فارسی: توناواچار
Finglish: tonavachar
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
տեսարժան վայր
واژه: مکان دیدنی
مکان دیدنی
خوانش فارسی: تِسارژان وایر
Finglish: tesarzhan vayr
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
ուղեցույց ցուցանակ
واژه: تابلو راهنما
تابلو راهنما
خوانش فارسی: وغِتسویتس تسوتساناک
Finglish: ughetsuyts tsutsanak
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
հյուպատոսական բաժին
واژه: بخش کنسولی
بخش کنسولی
خوانش فارسی: هیوپاتوساکان باژین
Finglish: hyupatosakan bazhin
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
փաստաթղթերի ընդունման բաժին
واژه: بخش پذیرش مدارک
بخش پذیرش مدارک
خوانش فارسی: پاستاتغتِری یندونمان باژین
Finglish: pastatghteri yndunman bazhin
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
թարգմանչական գրասենյակ
واژه: دفتر ترجمه
دفتر ترجمه
خوانش فارسی: تارگمانچاکان گراسِنیاک
Finglish: targmanchakan grasenyak
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
արյան դոնորության կենտրոն
واژه: مرکز اهدای خون
مرکز اهدای خون
خوانش فارسی: اریان دونوروتیان کِنترون
Finglish: aryan donorutyan kentron
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
փաստաբան
واژه: وکیل
وکیل
خوانش فارسی: پاستابان
Finglish: pastaban
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
վարորդ
واژه: راننده
راننده
خوانش فارسی: وارورد
Finglish: varord
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
զբոսավար
واژه: راهنمای تور
راهنمای تور
خوانش فارسی: زبوساوار
Finglish: zbosavar
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
վաճառող
واژه: فروشنده
فروشنده
خوانش فارسی: واچاروغ
Finglish: vacharogh
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
բժիշկ
واژه: پزشک
پزشک
خوانش فارسی: بژیشک
Finglish: bzhishk
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
բուժքույր
واژه: پرستار
پرستار
خوانش فارسی: بوژکویر
Finglish: buzhkuyr
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
աշխատակից
واژه: کارمند
کارمند
خوانش فارسی: اشخاتاکیتس
Finglish: ashkhatakits
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
տնօրեն
واژه: مدیر
مدیر
خوانش فارسی: تنورِن
Finglish: tnoren
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
թարգմանիչ
واژه: مترجم
مترجم
خوانش فارسی: تارگمانیچ
Finglish: targmanich
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
հաճախորդ
واژه: مشتری
مشتری
خوانش فارسی: هاچاخورد
Finglish: hachakhord
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
ուղևոր
واژه: مسافر
مسافر
خوانش فارسی: وغِوور
Finglish: ughevor
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
օտարերկրյա քաղաքացի
واژه: شهروند خارجی
شهروند خارجی
خوانش فارسی: وتارِرکریا کاغاکاتسی
Finglish: otarerkrya kaghakatsi
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
ուսանող
واژه: دانشجو
دانشجو
خوانش فارسی: وسانوغ
Finglish: usanogh
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
գործատու
واژه: کارفرما
کارفرما
خوانش فارسی: گورتساتو
Finglish: gortsatu
واژه سطح متوسط برای مکالمه، خواندن تابلوها و فهم بهتر موقعیتهای روزمره در ارمنستان.
پیشنهاد یادگیری: هر روز ۱۰ مورد از سطح خودتان را تمرین کنید و همانها را در مکالمه واقعی بهکار ببرید.
